دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 70767

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

ازمنم بدبخت ترپیدامیشه یه خواهردارم حالاخداروشکر آجی شده اگه برادربود که من مرده بودم،
دوستم دعوتم کرده بودتهران مهمون رفته بودم این ابجی گلم که چهارسال ازم کوچیکه گفته بود ازاونجا واسم شال وهزارتا آت واشغال دیگه واسم نخری بدمیبینی
منم ازترسم کل تهرون وکوبیدم بهم وبهترین لوازم ارایشی ولباس واسش خریدم خلاصه مااز تهرون اومدیم وزنگ خونروزدم که ابجیم بازش کرد تازه ازراه رسیدم
وسایلشوریختم جلوش تانگاه کنه دیدم بامهربانیت تمام اومد کنارم نشست دستشو ها کرد ویه پس گردنی محکم زدپس گردنم منم هاج وواج چه مرگته
میگه من ست بنفش میپوشم تولاک قرمزخریدی آخه منه بدبخت اینو باید ازکجامیدونستم هان؟؟؟
بعدیک مین یکی محکمتراز قبلیش مردشورتوببرن بااین سلیقت من شال چروک دوست ندارم هردوشوساده میخریدی حالاچه خوب من یکی چروک یکی ساده خریده بودم خداروشکر هردوشون چروک نبودن وگرنه ..... .