دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 70074

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

آقا ي بار كه بچه بودم داشتيم ي فيلم بزن بزن ميديديم كه تو فيلمه يارو چشاشو بستو با ي ضربه ي شمشير هندونرو رو سر يكي از وسط دو نيم كرد منم اين صحنرو ديدمو جو گرفت ي شمشير چوبي داشتم برش داشتمو ي جورابو گرد كردم گذاشتم رو سر خدابيامرز بابام و چشامو بستمو ياعلي با تموم قدرت ضربه زدم كه ي دفه ديدم صداي شكسته شدن شمشيرم خونرو برداشت چشامو باز كردمو ديدم پناه بر خدا بابام رو زمين دراز كشيدو سرشو گرفته و ازدرد به خودش ميپيچه
بله با ي اختلاف جزيي به جا اينكه جورابو بزنم سر بابامو داغون كردم

خب چيه بچه بودم ديگه