تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
امروز تولد رفیقم بود به مامان و باباش گفت میخوام دوستامو بیارم 3ساعت خونه میخوام
رفتیم اونجا تو 1ساعت نهار خوردیم کیک هم خوردیم 2ساعت بقیشو داریم خونه رو تر تمیز میکنیم وقتی مامان باباش اومدن ما از خستگی لش کرده بودیم مامانش خونه رو نگاه میکنه میگه بچه ها دستتون درد نکنه خونه رو تمیز کردین از این به بعد خواستید مهمونی بگیرید بیاید همینجا فقط بعدش خونه رو تمیز کنید
ما :/
مامان دوستم :)











.gif)
.gif)