دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 70027

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

این مادر عزیز من بارها منو تیغ زده، بچه که بودم عیدی هامو هاپولی میکرد ، بزرگ که شدمو خودم پول در آوردم، به بهانه های مختلف منو تیغ زد ، منم به عنوان کادوی روز مادر تو یه پاکت نامه نوشتم اون سکه هایی که بهت دادمو نمیخوات پس بدی......کلی خندید بعد باز خودشو زد به مظلومیت که یعنی تو واسه من هیچی نخریدی؟؟؟؟!!!!منم گفتم نه، همچین آدم خبیثیم من،چی فکر کردی،؟؟؟ بعد یواشکی دست کردم تو جیبم 2 تا سکه تمام،تماما، باز تاکید میکنم سکه تمام بهش دادم ، یعنی چنان خوشحال شد که دقیق نمیدونم ولی بالای 1 متر پرید بالا ، اصلا هاجو واج مونده بودم،گفتم جان من تو المپیک شرکت کن....
فدای همه مادرای دنیا که هیچ لذتی بالا تر از دیدن لبخند بر صورتش وجود ندارد.