تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
دیروز نیم ساعت اول کلاسمون با خوابم تداخل داشت واسه همین دیر رسیدم به کلاس...بعد دیدم استاد پشتش به بچه هاست مشغول نوشتنه و خلاصه غرق درس دادنه....
عاغا منم گفتم زشته سلام نکنم و ازین حرفا...(خودتی)....
گفتم سلام استاد.
سکوت محض...
استاد خسته نباشین
دوباره سکوت+انفجار در کلاس...
ینی اون لحظه میخواستم تبدیل به هوا بشم دیگه کار از افقم گذشته بود..
لایک=خدا بیامرزت











.gif)
.gif)