یه شب با موتور رفتم سر کوچمون نون بگیرم
در نونوایی دوستمو دیدم با هم گرم صحبت شدیم. نونمونو گرفتیم و همینطور که از همه چی حرف میزدیم، راه افتادیم رفتیم خونه هامون.(خونمون توی یه کوچه بود).
بعد از یه نیم ساعتی که گذشت در زدن رفتم درو باز کردم دیدم دو تا از بچه های محلمون فرمون موتورمو گرفتن آوردن دم در خونمون. حیف که زیر پام آسفالت بود وگرنه دلم میخواست آب شم
هنوز اونا چیزی نگفته بودن که خودم گفتم این داداش منم چقدر حواس پرته ها!!!!!!!
اونا هم بیچاره ها به رو خودشون نیاوردن و رفتن
یکی نبود بگه آخه آدم حواس پرت سوتی میدی دیگه چرا چرت و پرت میگی...
داداشت که خدمتهD-:
نمایش مطلب شماره 69136
تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
12797
بازدید دیروز: 41906
کل بازدید: 532350756
بازدید دیروز: 41906
کل بازدید: 532350756










