دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 67876

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

یادمه وقتی 6 ساله بودم یه شب خونه پسر خالم اینا خوابیدم. پسر خالم سه سال ازم بزرگ تره. اقا نصفِ شبی از خواب بیدار شدم. دسشوییم گرفته بود. منم که ترسو... میترسیدم تنهایی برم دستشویی.
اوف... یک فکرِ بِکر به ذهنم رسید. رفتم گوشه تشکِ پسرخالم جیش کردم. بعدشم خوابیدم.
فرداش خالم انقدر پسر خالمو زد که نگو.
اخ که چقدر تو کودکیم دوست داشتنی بودم من.