دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 67831

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

عاغا بچه که بودم یادمه یه روز واسه همسایمون مهمون اومده بودن حالا بچه های مهموناشون با خودشون دوچرخه هاشونم آورده بودن ..اونم چه دوچرخه هایی؛همشونم حرفه ای و با کلاس...منم که دیدم اینا دارن دوچرخه سواری میکنن واسه اینکه خودمو نشون بدم که بله منم هستم رفتم از تو انباری دوچرخه ی داغونم و برداشتم و داداش کوچیکمم پشت سرم سوار کردم ورکاب زنان در حالی که صدای دوچرخه گوشامو کر کرده بود پیش به سوی میدان.........حالا اونا همه تو یه ردیف مرتب واستاده بودن میخواستن مسابقه بدن شمارش1.2.3 یهو بنده با دوچرخهی محترمه وارد صحنه شدیم...بقیه شو دیگه خودتون تصور کنین...
قیافه ی اونا:O
من:(((((((
داداشم:))))))