دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 67339

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----
عاقا؛ يكي از دوستام بود بهتون گفتم خشاب اسلحه شو برداشتم...چند روزيه كه باهام قهر كرده؛ لامصب ديگه با من حرف هم نميزنه؛ منم چار-پنج روزيه دارم پاچه خواريشو ميكنم كه آشتي كنه...‏
هر وقت مي بينمش بهش ميگم:‏
‏"عششق من...‏
من توي هر كوچه بياد تو خوندم/بي تو سرده روزگارم؛ دار و ندارم‏
اگه تركم كني من بي تو تنهام‏‏
عشق من...‏"‏
تا دو روز پيش...داشتم تو قسمت مسكوني پادگانمون‏(اونجايي كه خانواده پرسنل پادگان زندگي ميكنن‏)‏ قدم ميزدم؛ كه يهو اين دوستم رو ديدم؛ منم بدون اينكه دور و برم رو نگاه كنم زدم زير آواز...‏
چشمتون روز بد نبينه...ديدم يه خانم وايساده (اون موقع هم كه من شعر ميخوندم پشتش به من بود‏)‏ داره اينجوري (-‏_‏0‏)‏ ‏‎نگام ميكنه...‏
من: O_O‏
دوستم: ^_^‏