دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 67338

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏‏
امروز صبح تو آسايشگاه خواب بودم كه طبق معمول ساعت 5:30 صبح "برپا‏"‏ رو زدند؛ منم كه خستم بود و حال و حوصله بيدار شدن نداشتم؛ همينجوري زير پتو خوابيده بودم. دو سه نفر از دوستام اومدند صدام زدند؛ ولي من بيدار نشدم كه يهو از زير پتو صداي اين دوستم كه باهام قهر كرده بود رو شنيدم. همينجوري زير پتو با صداي خواب آلود گفتم:‏
‏"عششق من...‏
من بي بهونه؛ باز عاشقونه خوندم/ بي تو سرده روزگارم؛ دار و ندارم‏
اگه تركم كني من بي تو تنهام‏...
عششق من...‏"‏ !!!
هيچي ديگه... الان كه دارم اين پست رو مينويسم؛ دو ساعت گذشته ولي هنوز از تو آسايشگاه صداي خنده بچه ها مياد‏!‏