دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 67330

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

یه بارم خونه نویدینا بودیم بعد اومدم قلیونو بردارم بعد ذغالش افتاد رو فرش اومدم حرکته ژانگولری برم با دست بردارم انداختم یه جا دیگه فرش سوخت باز دوباره تکرار شد ....
یدفعه نوید زد رو دستم گفت امیر عباس ولش کن بزار یجا تا ته بسوزه
خوب من میخواستم کمک کنم :(