تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
يه روز داشتم از پله هاي مدرسه ميرفتم بالا كه برم كلاس يهو يكي خورد بهم.داد زدم هووووووي چيكار ميكني.سرم رو از تو جزوه بلند كردم ديدم همون دبيريه كه باهاش امتحان داريم!
حالا خودتون حدس بزنيد من تو اون لحظه به كدوم آرزوم داشتم فكر مي كردم!!!!!!
نامرد از امتحانم پنج نمره كم كرد.











.gif)
.gif)