دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 66960

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

شرطای مامانم برای بابام تو مراسم خواستگاری .. (مامی میخواسته بپیچونَدِش ، چون ازش خوشش نمیومد خخخخخخخخخ)
مامی: من نونوایی نمیرم هر روز صبح و بعدازظهر باید نون تازه بگیری !!
بابا : قبول (:
مامی : من صُبا پا نمیشم برات چایی بزارم صبحونه اماده کنم !!
بابا: قبول (: خودم اماده میکنم...
مامی : من صبح تا هر وقت دلم بخواد میخوابما ، کسی نباید بهم گیر بده !!
بابا: قبول(:
مامی : غذا هر چی دُرُس کردم میخوری، شاید بعضی وقتا حوصله نداشته باشم غذام دُرُس کنم!!
بابا : قبول (:
مامی : ( تو دلش : کوفتو قبول ، هر چی میگم میگه قبول)
اصلن میدونی چیه من بعد ازدواج شاید چادُرم سرم نزارم !!
بابا : قبول((((((:
مامی ))))))))))))))))))):
الان 23 ساله با هم ازدواج کردن مامان تا حالا نونوایی نرفته ، صبحونرو خود بابام اماده میکنه ، صُبا تا هر وقت بخواد میخوابه ،مامان هر چی درس میکنه میخوره جرئت ایراد گرفتن از غذاشم نداره .....خخخخخخخ
بابا (((:
مامی (((((((((:
بععععله... مَردِوُ قولش...
هههه......((((: