تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
امروزداشتم خونه روجارومیکشیدم گودزیلای واحدبغلیمون(3سالشه) اومده میگه چراداری خونه اتونو خوشگل میکنی(ب خونه تمیزکردن میگه خوشگل کردن) بهش میگم آخه مهمون داریم.برگشته میگه منوشوهرم میخایم شام بیایم خونتون منومیگی هنگ کردم میپرسم شوهرت کیه؟میگه:دوست شوهرتو(من شوهرندارم اماازنضراون هردوشوورداریم) میپرسم خب حالاشام چی درس کنم براتون؟برگشته میگه شوهرم ماکارونی دوس داره ینی کف کردم.بجون خودم من هم سن این بودم فک میکردم خط موشک توآسمون خداس.(الان ک دارم پست میذارم گودزیلام پیشمه)











.gif)
.gif)