تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
شهرمون زلزله اومد دوهفته پیشا
کلیم ویران کرد
بابام میگه برو کیف پولموبیار
آجیلا روبیارین
داره تو سرخودش میزنه ومیگه
مامانم رفته زرشاورو برداشته با
گوجه هارو منو داداشم نمیدونستیم بخندیم فریاد بزنیم
بعد زلزله بهشون میگیم این چه کاریه اخه
میگه پدرسوخته تازه حقوق گرفته بودما
مامنمم میگه گوجه کیلو 7 تومنه ها بیشعور با دمپایی توسرمنو داداشم زد











.gif)
.gif)