دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 65422

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

با دوستم تو خیابون با ماشین داشتیم میرفتیم که اتفاقی با یه
آقایی هم مسیر شده بودیم(اگه بابابزرگم زنده بود فک کنم هم سن بابابزرگم بود:فکر بد نکنید یه وقت!)
بعد پشت یه چراغ قرمز ما اومدیم کنار اون آقای نصبتا با شخصیت،بعد یارو تا کمر از ماشین پریده بیرون و میگه خانوم براچی دنبال من راه افتادی؟
من و دوستم از تعجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
منم دیدم انگاری بنده خدا خیلی به خودش گرفته،خواستم روحیش خراب نشه،بهش گفتم شرمنده حاج آقا من بابابزرگ ندارم خواستم ببینم شما نوه نمیخواین...
بیچاره فک کنم بدجور حالش گرفته شد چون دیگه چیزی نگفت و از بعد همون چراغ دور زد و برگشت و من و دوستمم تا خونه فقط میخندیدیم...
یعنی کارم خیلی زشت بوده؟ آخه هنوز عذاب وجدان دارم...
بیچاره...