تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
اعتراف می کنم یه روز از دست یکی از همکلاسی ها(پسر)عصبانی بودم بهش سلام نکردم با غرور از جلوش رد شدم اونم داشت منو نگاه می کرد با سر رفتم توی در…یعنی هر وقت منو میدید اینجوری راهنما بهم میداد:جلوت دره ها!صندلیارو بپا!کنارت دیواره نخوری بهش !بیام از خیابون ردت کنم!!!!!!!!!!!!و من برای جلوگیری از ضایع شدن بیشتر به همون جمله معروف جواب ابلهان خاموشیست اکتفا میکردم











.gif)
.gif)