دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 65384

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

دوره ليسانس يكي از دوستام رنو داشت،چند نفري ميرفتيم ميگشتيم صفا ميكرديم...........
روزي كه دنبال كاراي فارغ التحصيلي بوديم،ازدانشك نشستيم توماشين،همين كه رفتيم سر خيابون يهو ماشين قاط زد،دندش كار نميكرد،خلاصه يه گوشه پارك كردو زنگيد به داداشش.
حالا مارو تو اون موقعيت ميديدن،5 تا دختر وايساديم كنار ماشين خراب ،زارت زارت عكس ميگرفتيم،!!!!!
داداشش اومد ماشينو درست كرد رفتيم دنبال كارا،خواستيم ماشينو توبيمارستان كارورزيمون پارك كنيم،،ماشين فرتي جلوي در باز خراب شد...
جالب اينجاس كه ما فقط ميخنديديم
بالاخره يه بنده خدايي تايه حد درستش كرد كه بشه بردش داخل بيمارستان..هيچي ديه،ماشينو گذاشتيمو مثل دخمل بچه هاي خوب،پياده رفتيم دنبال كارمووون