دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 65239

تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392

آدم با آفتابه عکس هنری بگیره بذاره فیس بوک ولی مث من ضایع نشه!
بابام داشت شبکه ها رو جابجا میکرد(ماهواره) ییهو رسید به یه فیلم زبان اصلی و سریع از روش رد شد..
من: بابا کو بِل باشه(please wait) این فیلما زبان اصلی اینقدر قشنگن سیل بکن(watch this)
بابا هم زد همون شبکه که چشمتون روز بد نبینه دیدم نَنُـــــو(oh my god) داره از این صحنه ها خاک بر سری بوووووق نشون میده
بابام: هِشتُو نی(no problem) پس بگو چرا ای فیلما اینقد خوبن نچ نچ نچ!!!!!!! حمید، را میبری(do you know) من زندت نمیگذارم...
من: یا ابوالفضل هیچی دیگه سریع گُریختم(فرار کردم)..
چند روز بعد از مدرسه اومدم خونه دیدم یا قمر بنی هاشم بابام پشت کامی جون(حالا به جان خودم نمیدونست چطو روشنش کنه امروز مث اینکه خودش سازنده کامپیوتر بود) داره تک تک فایل هام رو چک میکنه عکس و ترانه و ... یوهو دیدم بابو(oh my god) رسید به فیلم ها.
من: بابا بابا؛ مامان داره صدات میزنه
بابا: بیخود کردی حرف الکی نزن میام سیستم رو میکنم تو حلقت!!
هیچی دیگه درایو رو باز کرد و همه فیلمهای زبان اصلی رو که به بدبختی جور کرده بودم رو دید و بقیش رو خودتون حدس بزنید (برای شادی روح نویسنده لایک کنید)
نکته: یه قسمتهایی از این پست رو به لحجه خودمون (کرمونی) گذاشتم امیدوارم خوشتون اومده باشه!!