آقا ساعت دو ونیم سه شب بود که یهو دوستم زنگید و شروع کرد به چرت و پرت گویی مام اعصات داغون شروع کردیم به فحش دادن تا اینکه صدامون رفت بالا...بعد چند دقیقه شنیدم که صدای مامی و بابیش از تو اتاقش میاد که این موقع شب داری با کی میحرفی؟اونم قسم میخورد که با علیرضا حرف میزنم...ولی اونا باور نمکردن تا اینکه دوستم گوشیشو گذاشت رو آیفون و گفت غلیرضا بحرف...اینجانب نیز فرصت را غنیمت شمرده و با یه صدای دخترونه ناز بلند گفتم""وا عجیجم مدر شوهر و پدر شوهر آیندمو بهم معرفی نمیکنی"" همین طور داشتم میحرفیدم که دیدم تلفونو قطع کرد............از اونشب خیلی گذشته دیگه نمیبینمش بچه ها برای روحش دعا کنید
لایک==قاتل بیرحم بی اعصاب بووووووووووووق
نمایش مطلب شماره 64985
تاریخ انتشار : فروردين 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
19616
بازدید دیروز: 33630
کل بازدید: 532315668
بازدید دیروز: 33630
کل بازدید: 532315668










