عاقا یکی ار تفریحات ما در اون دوران این بود که چند تا از بچه ها که از ما کوچیک بودن و جمع میکردیم میگفتیم که بیاین براتو شعبده بازی کنم،این طفل معصوما هم باورشون میشد...حالا ادامش ما دوتا کاغذ پاره میکردیم کوچیکشون میکردیم میگفتیم یکی گربه است یکی موش یعد میگفتیم که الان گربه هرو میزارو تو خونش(اون شاه رگ هستا بین ساعد و بازو نمیدونم بهش چی میگن اونجا خونشون بود)آره گربه هرو میزاشتیم ولی در حقیقت که نمیزاشتیم وانمود میکردیم که گذاشتیم بعد میگفتیم موشرو میزاریم خونش حالا دوتا کاغذ و باهم میزاشتیم بعد میگفتیم که گربه برو خونه موشِ بعد که باز میکردیم دوتا کاغذ تو یه دست بودن اونا هم باورشون میشد کف میکردن اَی حالی میداد یادش بخیر:)))))
نمایش مطلب شماره 63827
تاریخ انتشار : فروردين 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
32270
بازدید دیروز: 27359
کل بازدید: 532294693
بازدید دیروز: 27359
کل بازدید: 532294693










