دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 63171

تاریخ انتشار : فروردين 1392

اقا ساعت 2 شب با لباس خانه تو خیابون با ماشین داشتم میرفتم گاز بزنم سنگ رفته بود لای اج لاستیک ماشینم منم بدم میاد از اون صدای تیک تیکی که میکنه اومدم پایین رفتم درش بیارم در حال جستجو بودم که مامور یگان ویزه نمیدونم اون وقت شب از کجا پیداش شد اومد جلو منم از هولم یک احترام نظامی جانانه ای بهش گذاشتم که بنده خدا از خنده یادش رفت برای چی اومده بود به نظرم با خودش گفت این خوله و رفت