دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 63102

تاریخ انتشار : فروردين 1392

عاغا چند شب پیش واسم خواستگار اومده بود ، منم چای ریختم و اول از بزرگتر ها شروع کردم به دادن چای و قندون رو هم کنار سینی گذاشتم هر کسی به همراه چای دودونه قند هم برمیداشت ، رسیدم به داماد چاییش رو برداشت قند یادش رفت بهش گفتم قند نمیخورین؟
یه دفعه سرخ و سفید شد و به جای قند قندون رو برداشت، گودزیلامون هم برداشت گفت داداش هول نشو ما هم قند میخوایم، رفتن و دیگه زنگ نزدن جواب رو بگیرن! من جوابم مثبته اخه