دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 63075

تاریخ انتشار : فروردين 1392

بد ترین روز زندگی من که از همون صبح بد شانسی اوردم تا آخر شب:
صبح خواب بودم یهو یه فیلی پینی به ناحیه دیافراگم اصابت کرد من با این حالتO-Oاز خواب بیدار شدم میبینم مامانمه میگه ظهر شد برو نون بگیر(ساعت 7:25 دقیقه صبح به وقت تهران)سوار ماشین شدم رسیدم نونوایی وایسادم تو صف بعد 20 دقیقه دیدم صف برنج وایسادمo-Oقیافم در اون لحظه. بعد رفتم نون گرفتم در راه برگشت داشتم با گوشی می حرفیدم که رسیدم به چراغ قرمز زدم رو ترمز گوشیم افتاد بیرون درو باز کردم چراغ سبز شد همه ماشینا بـوق بوق بوق منم رفتم گوشیو بیارم کمربند ولم نمیکرد جلو ملت ضایغ شدم اصلا یه وضغی بود بعد رسیدم خونه دیدم نون رو نیاوردم
همچین ادمی هستم من..o-O