دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 62777

تاریخ انتشار : فروردين 1392

دیروز با بابام جرو بحثم شد دو تا سیگار گرفتم (سیگاری نیستم فقط موقعی که سگ میشم میکشم) رفتم خارج شهر فندک ماشینو زدم یهو عین فشنگ در رفت از جاش خلاصه با بدبختی سیگارو روشنم کردم درارو قفل کردم اومدم پایین یه کام سنگین گرفتم اوففففففففف چه حالییییی یهو یه ماشینه بوف زد برگشتم دیدم سه تا ماشین از فامیلامون با هم اومدن تفریح هیچی دیگه سلام و احوال پرسی که میکردم عین اگزوز خاور دود میومد بیرون از دهنم
یعنی اگه بنزین تموم میکردم 20 سال دیگه هم هیچ آشنایی تو اون جاده پیدا نمیشد
آخه اینم شانسه من دارممممممممم؟؟؟؟؟؟