دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 62775

تاریخ انتشار : فروردين 1392

آورده اند که:
روزی از روزها که حکیم سخنور مهدی F16از تمرین برمیگشتی گودزیلایی بدیدی که در حال فروکردن سیخ و آهنربا به درون صندوق صدقه بودی.استاد به گودزیلا بگفتی که چکار میکنندی ای گودزیلا؟گودزیلا نیز سبک در پاسخش همی فرمود:یا حکیم در حال دزدیدن مقداری دینار میباشم!حکیم تعجب بکردی و بپرسید:چرا این کار را میکنی مگر پدر و مادرت به تو دینار نمیدهند؟گودزیلا نیز بفرمود:آری میدهند اما میخواهم برای مخاطب خاصم یک عدد گوشی تهیه کنم!!!!!!!!!!!
حکیم در پاسخش سرافکنده بشدی و در افق دور دست ناپدید شدندی!
گفته ها حاکی بر این است که حکیم تا سن 11سالگی نمیدانسته که زن بوه یا مرد!