تاریخ انتشار : فروردين 1392
پارسال تو ايام محرم نشسته بودم تو خونه بابامم خوابيده بود صداي خروپفش داشت رو اعصابم را ه ميرفت.منم كرمم گرفت طبل رو اوردم پايين رفتم دهنمو گذاشتم رو پلاستيكش كه صدا اكو بده گفتم:اي پدر.بابا بابا.
ديدم نه باز بيدار نشد رفتم دسته طبل رو برداشتم ومحكم زدمو
ببببببببببببببببببببببووووووووووووووووووومممممممممممممممممممممممممم
باز بيدار نشد چند بار تكرار كردم ولي بازم بيدار نشد!
.
ا











.gif)
.gif)