دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 62688

تاریخ انتشار : فروردين 1392

5تایی رفتیم مسافرت یه اتاق گرفتیم 2تا تخت داره
احمد وعلی رو تخت خوابیدن ما هم به صورت عمود پااین تخت خوابیدیم
ساعت 3بود یهو دیدم یه چیزی افتاد رو پام .دیدم علی از تخت افتاده رو پای منو حسین .
حسینم بیدار شده داره منو نگاه میکنه یه لبخند شیطنت آمیزی به هم زدیم پامونو کشیدیم عقب نفری یه لگد زدیم بهش سر خورد رفت زیر تخت یه صدای آخخخخخخ بدی داد ولی بیدار نشد .
صبح پاشده صورتش خونیه اومده بلند شه سرش خورد به تخت
اومده پیش ما میگه من چه جوری رفتم زیر تخت؟
احمد و پوریا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من: شاید احمد هولت داده تو خواب
علی:احمد میتونه منو بندازه پایین نمیتونه بزاره زیر تخت
حالا من و حسین از خنده داریم میترکیدیم
هنوز عذاب وجدان دارم بخاطر لگدی که زدم تو صورتش ولی شب بعد اونم جبران کرد