با بچه ها رفته بودیم دره خونه دوستم دنبالش بعد پیاده هم بودیم...
دمه دره خونه روبرویشون چندتا دختر ایستاده بودن
حرف خورمون کردند
یکیشون منو دیده بدوستاش میگه وای این چقدر زشته
مثل یخ وا رفتم یادم اومد عینک دودی نزدم ...
عینکمو در آوردم زدم اینام رفتن رو هوا که آخی شوخی کرد خوشگلی
همینطوری هی حرف می زدن بعد یدونه این خرطومی ها هست سیم برقارو جمع میکنه از کنار دره خونه هه آویزون بود
منم گفتم شاخ نشو حرفات تموم شد درد نکنه دستت بالاسرت اون سیفونم بکش
همه رفیقام با چنگ و دندون افتادن بجون زمین
آقا این دخترا کم آوردن رفتن بعد حامد رفته سراغ همون سیم جمع کنه کشیدش پایین گفت میلاد مهدی به این میگه سیفون و همه زدن زیر خنده
چشمتون روز بد نبینه دیوار این خونه هه خراب شد چندتا آجراش افتاد پایین
یکیشم افتاد رو سر حامد ما هم فرار کردیم
ولی خداییش خیلی شبیهه این سیفونای (تانک آب) قدیمی بود
نمایش مطلب شماره 61854
تاریخ انتشار : فروردين 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
3423
بازدید دیروز: 27359
کل بازدید: 532265846
بازدید دیروز: 27359
کل بازدید: 532265846










