دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 61483

تاریخ انتشار : فروردين 1392

اقا من یه موتور اپاچی دارم (البته قابل نداره)
بابای یکی از دوستام بدجور از موتور میترسه
ی روز رفتم دنبال رفیقم بریم پارک زنگ درشونو زدم با باباش امد پایین ما سلام احوال پرسی اینا خواستیم بریم به علی گفتم بریم یهو باباش نه با موتور نرید موتور بزارید پارکینگ سوئیچ میدم با ماشین برید
منم گفتم حواسم هست اروم میرمو اینا بالاخره راضی شد بریم منم جلوش یه 1o2 پر کردمو رفتم
ولی نمیدونم چرا از اون به بعد علی همیشه ماشین دستش بود