تاریخ انتشار : فروردين 1392
یدفه خونه نامزدم اینا بودیم خواهرزاده دراکولاش هم اونجا بود.
نامزدم دراومد بهش گفت:نیما دایی ارادددتتتت.
فک میکنید چی بهش گفت این دراکولای کصصصصاففففطططط.؟
بهش گف ارادتت بخوره توسرت دایی برو بذا باد بیاد.
خب نامزدم گنا داره خو.
نیما کصصصصافففططط.
من پست اولیم برای رضای خدا بلایکید:-)











.gif)
.gif)