تاریخ انتشار : فروردين 1392
عاقا ما یه بار داشتیم میرفتیم عروسی، دم در بابای عروس و بابای دامادو برادر داماد واستاده بودن به بابای عروس که رسیدم گفتم مبارکه به بابای داماد گفتم مبارکه به برادرش که رسیدم خواستم حرف تکراری نزنم حرف پیدا نکردم گفتم قبول باشه!!!! اونم گفت قبووووول حق!!
هیچی دیگه تا آخر عروسی حس میکردم همه یه جوری نیگام میکنن!











.gif)
.gif)