تاریخ انتشار : فروردين 1392
رفته بودیم سیزده بدر همه داشتن سبزه گره میزدن وارزومیکردن.منم رفتم پیش خواهرزادم(5ساله) که داشت سبزه گره میزد,نشستم. گفتم خاله جون ارزوت چیه؟؟؟؟میدونین چی گفت ؟؟؟نه میدونین؟؟؟ گفت :ارزوم اینه که...بخت دوتامون(من وخودشومیگفت)بازبشه !!!!! یه شعرم ازدوستش یادگرفته بودداشت میخوند:سیزده بدرسال دگر بچه بغل ,یه دخترنازوتپلوبایه پسرکاکل به پسرکپلو,بریم سفر!!!! به جون خودم عین واقعیت بوود.











.gif)
.gif)