دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 60909

تاریخ انتشار : فروردين 1392

به جون خودم راس میگم
دیرو داشتم تو خیابون را میرفتم همینجورم داشتم به ی خاطره خوب فک میکردم اقا دیدم هرکی رد میشه ی جور نیگام میکنه انگا دیوونه دیده منم گفتم اینا چقد اوسکولن توجه نکردمو ب کار خودم ادامه دادم(:
بعد چن دیقه دیدم اینا دیگه بیش از حد اوسکولن اخه من چی دارم ک دارن نیگام میکنن بیشتر که دقت کردم دیدم ی لبخند ملیح ژکونده اروم و در عین حال با چیلی نسبتا باز رو صورتم نقش بستهD:
بخدا راس میگم اصن دست خودم نبود بخاطر اون خاطره لعنی کثافط بود که با ابروم بازی کرد):
الان همشون فک میکنن من دیوونه بودم و در اخر نتیجه گرفتم که من بیش از حد اوسکولم نه ملت