تاریخ انتشار : فروردين 1392
امرو تو خیابون منتظر دوسم بودم دوتا پسرم اون ور تر بودن اقا دیدم یکی از اونا گفت پسر منم فک کردم با من بود نگاش کردم ولی دیدم با دوسش بود دو دیقه بعد اون یکی بلند گفت میگما باز فک کردم با منه نیگش کردم دیدم با دوسش بود بار بعد اون یکی گفت اقا منم دوباره نگاش کردم ولی بازم با من نبود دیدم دارن میخندنD:
بعععععله دقیقا منو اسکول کرده بودن منم به زیبایی هرچه تمام تر اسکول شده بودم واین اتفاق نشان از این است که دو نفر دیگر ب اسکول بودن من پی برده بودن!











.gif)
.gif)