دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 60861

تاریخ انتشار : فروردين 1392

امروز داشتم ميرفتم بهشت فاطمه ... 2 تا اتفاق جالب افتاد ..
1-تو ماشين نزديك چراغ راهنمايي رسيدم ... انگشت دست چپم تو دماغم بود . دست راستم به برگه كاري بود راجب كار با موبايل هندس فريش با دوستم صحبت ميكردم .. مامور امد گفت .. تو دست واست موند كه رانندي كني ..نه خدايي ... حرفي نداشتم خخخخ .. 50 جريمه شدم ...
2- رفتم قبرستون سر مزار 2 تا داداش داشتن سر جاي قبر كه پيش خريد كردن كه كي جلوتر باشه بحث ميكردن ..خدايا .. موندم دلم گفتم منو بندازن تو دريا ماهيا بخورن ثواب داره .. ولا چه خلقي داريما ........