اول سال کلاس کنکور شیمی میرفتیم ساعت6صبح تا7:30 !!!!!!!عاقاهمه ساعت5:45دم درمدرسه بودیم دبیرمونم اومده بود.منتظربودیم یکی بره به این سرایدار مدرسه(بابای مدرسه)که یه آدم هیکل وچارشونه هم بود بگه بیاد دروبازکنه.نمیدونم چی شدکه مارو جوگرفت و گفتم خودم میرم.حالارفتم زنگ زدم درو بازنکرد در زدم باز نکرد.آخرسر اومدم به پنجره خونشون زدم.یه بار دوبار...صدایی نمییومد که بگه اومدم(نگو طرف میگفته اومدم منتها(ممتها)من نمیشنیدم)منم همینجوری هی محکمتر میزدم.یه دفعه باصدای بلند دادزد اومدم دیگه....(بوووووووق)...حالامارو میگی جفت کرده بودیم. سریع اومدم پیش بچه ها .....بچه ها:چی شد؟ من:هیچی الان میاد بازمیکنه...چشمتون روزبدنبینه یارو اومد بیرون کمربندشم دورگردنش.چیزی نمونده بودکه فرارکنم.یارو:کدوم....اینجوری در میزد هان؟دوبارتکرارکرد...باز مارو جو گرفت گفتم:من بودم مشکلی داری؟(آخه خیت بود جلو بچه ها ومعلمه کم بیارم)انگارآتیشش زده باشی بزور سه چارنفری بچه ها نگهش داشتن.حالا من:ولش کنین نه ولش کنین ببینم چی میگه(حالاازین ور داشتم....به خودم)......و دیگر هیچوقت جوگیر نشدم......
نمایش مطلب شماره 60227
تاریخ انتشار : فروردين 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
8075
بازدید دیروز: 23534
کل بازدید: 532243139
بازدید دیروز: 23534
کل بازدید: 532243139










