دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 60002

تاریخ انتشار : فروردين 1392

چندوخ پیش یه شب (شب زمستونیا!!ب قول یارو:هوا بس ناجوان مردانه سرد بوود!!) داشتم تو اینترنت با سرعت نووور (البته نور کبریت!!) چرخ میزدیم دیدیم یه هاله سیاه رنگ نووور!! داره میاد تو اتاغ دیدم مامانمه گفتم شاید اومده مث تو فیلما پتو بکشه رووم !! مام خوشااااااال!! بیتحرک موندیم دیدیم نهههه اومد بخاری رو خاموش کرد رفت!! دوباره دم اتاغ برگشت گفتیم شاید یادش اومده یه نفر تو اتاغ جون میده!! اومد طرفم گفتم پتو رو انداخ گف:(گرروووووم البته دستش!!) کوف تو سر منه بدبخ گفت بگیر بکپ لااقل فردا الارم گوشیت خودشو نکشهه!! هیچی منم یامی یک توی جوبی!!