تاریخ انتشار : فروردين 1392
رفته بودیم خونه یکی از فامیلامون عید دیدنی صاحبخونه اومد به همه بچه ها عیدی داد به من که رسید من گفتم خیلی ممنون من دیگه بزرگ شدم....
یه نگاه بهم کرد و گفت خیال میکنی بزرگ شدی تا وقتی زن نگرفتی هنوز بچه ای تا هر وقتم زن نگرفتی من بهت عیدی میدم.....
همه زدن زیر خنده ، منم از خجالت اب شدم....











.gif)
.gif)