دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 59655

تاریخ انتشار : فروردين 1392

وقتی بچه بودم مامانم یه پتو برام خرید روش عکس ببر بود ازاون موقع دیگه نمیتونستم شبا بخوابم اخه میترسیدم وقتی خوابم ببره از توی پتو بیاد بیرون منو بخوره. شبای زمستون حاضر بودم ازسرما یخ بزنم ولی اون پتو رو نمینداختم رو خودم با خودم میگفتم مامانم منو اصلا دوست نداره میخواد زودتر ازدستم خلاص بشه!فرض کنید من همچین مخی داشتم مطمئنم اگه با همین نوبوغ رشد میکردم تا حالا کلی چیز اختراع کرده بودم خخخخخخخخ