دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 59581

تاریخ انتشار : فروردين 1392

امروز با بچه هاي پادگان داشتيم واليبال ميزديم كه يهو هوا باروني شد؛ ما هم كه گرم بازي بوديم و بدون توجه به بارندگي به بازيمون ادامه داديم‏
يه مدت كه بازي كرديم من چندتا موقعيت خوب رو پشت سر هم خراب كردم؛ بعدش دوستم بهم گفت: "سعيد؛ چت شده؟...چرا درست بازي نميكني؟‏!‏...‏"‏
منم عينكم (فهميدين عينكيم؟)‏ رو بيرون آوردم و گرفتم سمتش و بهش گفتم: "قطره هاي آب روي اينو بشمار‏!‏...خو لامصب من به ازاي هر يه دونه قطره يه توپ تو آسمون ميبينم‏!‏‏!‏‏"‏
البته چيز بعدي كه مشاهده كردم اين بود كه ملت بازي رو ول كردن و هر كي داره يه چيزي رو گاز ميزنه‏!‏!‏‏!‏‏
.
هيچي ديگه فردا بايد برم با آشپز صحبت كنم غذاي اينا رو بيشتر كنه‏!‏‏!‏