دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 59474

تاریخ انتشار : فروردين 1392

یادمه بچه 4 دبستان که بودم با یه توپ چهل تیکه که تازه عموم واسه تولدم خریده بود زدم تابلوی تو خونمون رو شکوندم بعد که دیگه میدونید بابام چیکار کرد
فردای اون روز با بابام رفتم که یه تابلو جای اون بخریم که جای تابلو زیاد خالی نباشه تو خونه ساهاب مقازه بم گفت آفرین دوباره از این کارا بکن منم در کمال احترام بشون گفتم باشه ولی شما از بابام کتک بخور
من: :دی
بابام: عصبانی (علومچش یادم نمیاد)
ساهاب مقازه: :|