تاریخ انتشار : فروردين 1392
یه بارم برای سیزده بدر روز دوازدهم راه افتادیم رفتیم شهرستانک کل خانواده یه خونه گرفتیم 20 نفری توش چپیدیم همه اساسامونو بردیم تو بجز هندونه و گاز پیکنیک که موند بیرون فردا صبحش که از خواب بلند شدیم زن داییم رفت چایی بذاره یهو دید دزد گاز پیکنیکو برده هندونه رو هم دم همونجا پاره کرده زده تو رگ هیچی دیگه ن آش خوردیم ن تونستیم چایی بذاریم سیزده بدر کوفتمون شد
دزده:)))))))))
زن داییم o-O
کل خانواده OOOOOOOOOO-oooooooo











.gif)
.gif)