تاریخ انتشار : فروردين 1392
اقا ما کلاس اول دبیرستان بودیم تازه رفته بودیم تکواندو خیلیم ادعا داشتم،ی بار با یکی دعوام شد طرفم خیلی شاسکول بود ماهم ی لگد انداختیم برای طرف ولی در عین نا باوری پامو گرفت منم یه لنگ در هوا موندم داشتم بال بال میزدم شانس اووردم معلم اومد ولی از شانس گندم چشمش فقط منو دیده بود اومد مثه گرگ زخمی بهم حمله کرد و با تیپا و لگد تو گوشی پرتم کرد بیرون،تنها چیزایی که از اون لحظه ها یادمه ناله های خودمهD:
من!!
معلم!
بچه ها00000000











.gif)
.gif)