دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 58921

تاریخ انتشار : فروردين 1392

----;{@ پــ مثل پــــارلا @};---
مهمون اومده خونمون...
منم دارم تو اشپزخونه چایی میریزم...یهو شلوغ میشه خونه و مامی میاد کمکم....
دیدین رو چایی آب جوشو با فاصله بریزی روش حباب جمع میشه؟من به اون میگم تف!!!
مامان چاییارو میریزه و میده دستم که ببرم...میگیم مامان تف کردی که رو اینا! اونم میگه:آره خواستم زود سرد شه بخورن زودتر برن(به شوخی)
جم میکنم حباباشو و میبرم...
در کمال تعجب هیشکی چایی نمیخوره..و میرن..
بعد از بابام میپرسم بابایی واسه چی داشتی میومدی آشپزخونه و برگشتی یکم پیش؟
میگه:کی؟من؟ من که آشپزخونه نیومدم.ریحانه بود اومد(یکی از گودزیلاهای فامیل)
بعدشم نمیدونم چی در گوش مامانش گفت اونم به بغل دستیش گفت و داشتن پچ پچ میکردن خلاصه.
گرفتید قضیه رو؟!!!
فقط صداشو درنیارید که مام بابام نفهمیدن...وگرنه مسئول عواقبش شماییدو تو قیامت باس جواب بدید :دی
بچه فامیل ابلهه داریم ما؟تف چایی رو خنک میکنه؟!!!!!