تاریخ انتشار : فروردين 1392
خونه مادر بزرگم نشسته بودیم از قضامادر مادربزرگم تو اتاق خوابیده بود این
گودزیلای مام یه دفعه درو بازکرد و محکم کوبید این مادرمادربزرگه مام به طرز وحشتناکی از خواب پرید طفلی چنان ترسید که پا شد نماز ایات خوند :-)))))
به افتخار همه ی مادربزرگا.......











.gif)
.gif)