دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 56499

تاریخ انتشار : اسفند 1391

یکی از دوستان (اسی 69 که همینجا ازشون تشکرمیکنم) در مورد مراقبای امتحانشون گفته بودن (که مراقب امتحانشون، تقلب رو گرفته و دوباره بهشون داده و یه بارم برده پشت یه دختر خانمی و گفته یواش از رو این بنویس) من یاد خودم افتادم.
من یه ترم، ممتحن (همون مراقب امتحانات) بودم:) اگه منو می دیدین!! من خودم برگه های بچه ها رو با هم عوض میکردم!!!! :) از جلوی کلاس برگه رو میبردم ته کلاس، از ته کلاس برگشونو میگرفتم میبردم جلوی کلاس میدادم به یکی دیگه!!!! :)) (امتحان سختی بود خوب، گناه داشتن:) ) دیگه بقیشو خودتون بخونین..!! فقط شانس می آوردم کسی از همکارا که بقیه هم همه از کارمندای خود دانشگاه بودن نمی دیدن! چون می اومدن سر میزدن به کلاسا، که سکته رو میزدم تا برن بیرون(هردفعه هم به غلط خوردن می افتادما ولی دوباره با خواهش بچه ها ... :) ) ولی خدارو صدهزار مرتبه شکر که کسی نمیدید وگرنه خودم توبیخ میشدم!! هر دفعه هم یادم می افته شکر میکنم. در واقع محیطی درست میکردم که بچه ها راحــــت به تقلبشون برسن!! :)))) همینم که بچه ها بهم می گفتن اون درس رو (بعضی ها هم بعد از دو-سه بار افتادن!!!) پاس کردن، کلی خوشحال میشدم
بعععله دیگه، همچین مراقبی هستم من ;)