تاریخ انتشار : اسفند 1391
¤¤¤tahoora¤¤¤
نخندینا خب چیکار کنم بچه گیام زیاد توهم میزدم. مثلا یکیش این بود، تو خیالاتم با چندتا آدم کوچولو ارتباط داشتم. گوشه های خونه براشون غذا میزاشتم. لباس براشون میدوختم.
نکته خفنش اینجاس یه بار برا خواهرم گفتم ، جالبه اونم آدم کوچولو داشتOo
جالبترش اینه رییسشون فلج بود، اون وقت یه ویلچر در حد لالیگا پیشرفته داشت...
ینی اگه مغزمو همینجور ارتقا میدادم الان با فضاییا ارتباط داشتم:)))











.gif)
.gif)