دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 56281

تاریخ انتشار : اسفند 1391

یکی دیگه از فانتزی هامم اینه که همون دختر خوشگلی که در فانتزی قبلی باهام دوست شد ( :D ) توسط یک سازمان تبهکار دزدیده بشه و من برم دنبالش نجاتش بدم خلاصه بعد از پشت سرگذاشتن موانع بسیار و کشتن مزدوران اون سازمان به بخش نهایی برسم،و ببینم رئیس سازمان دختره رو گروگان گرفته،خلاصه من با اسلحه وارد بشم و یک نگاه عمیق به رئیسشون بکنم و بگم " بذار اون بره؛تو منو میخوای " بعد اسلحمو بندازم،بعد بذارن دختره بره موقع رفتن بهم بگه خیلی دوستت دارم و با گریه صحنه رو ترک کنه،بعدش مزدوران باقی مونده سازمان منو بگیرن و رئیسشون یه گلوله تو مغزم خالی کنه و من بمیرم :|