دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 56237

تاریخ انتشار : اسفند 1391

سلااااااامممممممم.....عاغا من ترم اول که رفته بودم دانشگاه یه گروه چهار نفری شدیم ...ازگودزیلا بدترهمه استادا از دستمون عاصی بودن ...یه روز استادمون داشت درس میداد(خانوم بود استادمون)اغا منو دوستمم گرم تعریف بودیم اصلا حواسمون نبود یهو نمیدونم چی شد من گفتم استاد قصد ازدواج نداره (فک کن درهمون لحظه همه ساکت شده بودن ما نمیدونستیم)همه برگشتن مارو نگاه میکنن یهو کلاس عین بمب اتم ترکید ..به جون خودم چندتا سکته اساسی زدم ای کصافتا دخترا هی نگاه میکردن نیشخند میزدن استاد هم هی بهمون چشم غره میرفت..با کمال خونسردی از پنجره خودمو انداختم پایین تو افق محو شدم ....فقط یه لحظه خودتون رو بزارین جای من سکته نکردین تمام برج ایفل تو حلقم....;-(((((((((